الشيخ الكليني ( مترجم : مصطفوى )
188
الكافي ( أصول كافى ) ( فارسى )
به خدا سوگند ، اگر اهل مدينه نبودند ( كه سرزنش و خردهگيرى كنند ) من هم دوست داشتم ، براى خانوادهام چيزى بخرم و خودم ببرم . 11 - امام صادق عليه السّلام فرمود : در آنچه خداى عز و جل بداود وحى فرمود ، اين بود كه : اى داود چنان كه نزديكترين مردم به خدا متواضعانند ، دورترين مردم از خدا هم متكبرانند . 12 - ابو بصير گويد : در سال وفات امام صادق عليه السلام خدمت موسى بن جعفر عليه السلام رسيدم و عرضكردم قربانت ، چرا شما گوسفندى كشتيد ، در صورتى كه فلانى شتر كشت ؟ فرمود : اى ابا محمد ؟ همانا نوح عليه السلام در كشتى نشست و هر چه خدا خواهد در كشتى بود ( انسان و حيوان و متاع بسيارى بود ) و كشتى مأموريت داشت و گرد خانه كعبه طواف كرد و همان طواف نساء بود و نوح عليه السلام كشتى را به خود واگذاشته بود خداى عز و جل بكوهها وحى فرمود : كه من كشتى بندهام نوح را روى يكى از شما مينهم ، كوهها گردن كشيدند و سرافرازى كردند ، ولى كوه جودى فروتنى كرد ، و آن كوهى است نزد شما ، پس كشتى سينه بر آن كوه گذاشت . آن هنگام نوح عليه السلام بلغت سريانى فرمود : يا مارى اتقن يعنى پروردگارا اصلاح كن . راوى گويد : من گمان كردم كه موسى بن جعفر عليه السلام به خود كنايه زد ( يعنى مقصودش اين بود كه من هم از كشتن گوسفند قصدم تواضع براى خدا بود . چنانچه پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله هم دوغ مخلوط بعسل را براى تواضع نياشاميد ، بحديث 1857 رجوع شود ) .